محمد أمين الإمامي الخوئي

1159

مرآة الشرق ( موسوعة أعلام الشيعة الإمامية في القرني الثالث عشر والرابع عشر )

چو زلف شاهدان حي سمن معنبر آمده صبا چو كاروان چين زمشك بار آورد * بساط مينوى برين به مرغزار آورد هزار عيسى از زمين دم بهار آورد * زلعبتان مه جبين درخت بار آورد جهان ز فرّ فروردين چو روى دلبر آمده به بزم نورسان سمن بپاى همچو ميزبان * به صدر محفل چمن نشسته لاله ميهمان فراز شاخ نارون هَزار بركشد فغان * كه ربع لاله را دَمن نموده تازه ارغوان زمان همچو خانه كن زوصل بر سر آمده مشاطه بهار بين ز ارغوان تازه‌اش * نموده چون نگار چين به روى باغ غازه‌اش به مرغ بوستان نشين چه حجله بسته كاره‌اش * بتان پيكر آتشين به رتبه در مغازه‌اش كه مهر چهره آزرين زخاك بنگر آمده چه شد زبنگه سمك غزاله در بر بره * به صحن بوستان به يك دو أسبه رانده شب پره بنفشه كشته چون يزگ به جيش لاله يك سره * چو روى صافي ملك شده است وجه ساهره چو سطح هشتمين فلك زمين پراختر آمده چو آبگينه كوپله بر آبها حبابها * فكنده شور وغلغله به شاخ شيخ وشابها به دختران رز هله ز برگ گل نقابها * به مهر بچه حامله ز مهرگان بر آبها براي خاك قابله چخ سمن بر آمده چمن ز زمردين قصب كشيده روى آب پل * زده است چادر طرب به بوستان شكوفه گل در اين همه نسب زگلستان عقل كل * ز گلبن بهين عرب شكفت خاتم رسل زبوى گلرخش جهان همى معطر آمده زمين مكة را شرف زمقدمش فزوده شد * به فرّ وى ز ما سلف مَلَل ز كف ربوده شد ز روى ماه وى به كف به دست حق زدوده شد * كه دين ايزدى كنف زنام وى ستوده شد ز يمن اين بهين خلف صفا به مشعر آمده شهى كه بر بنام وى عرب بلند كوس زد * چو رايت كلام وى به بأم آبنوس زد سپهر از مقام وى به خاك مكة بوس زد * سپاه حق نظام وى به كشور مجوس زد